امشب آخرین شب مجردیمه خخخخخخخخخخخخخخخخخ =)))
نمیدونم چه حسی دارم... اول از همه خیلی خیلی خوشحالم که بعد از اون همه روزا و اتفاقای عجیب و خوب و بد، بالاخره به اونی میرسم که باهاش کلی حس های خوب رو تجربه کردم و دوست داشتن رو یاد گرفتم...
واقعا نمیدونم چطوری باید خوشحالیم رو نشون بدم و چطور باید خدا رو شکر کنم...
دیگه اینکه باید بگم یه کمی هم استرس دارم... میترسم فردا شب هول بشم یا یه اتفاق غیرمنتظره بیفته... اما امیدم به خداست و میدونم هرچی که بشه حتما خیری توش هست...
عزیز دلم و خونوادش امروز اومدن...خونه عموش هستن... فردا شب، با دوتا از خاله ها عموش اینا میان خونه مون... با اینکه اهل رسم و رسوم نیستم و کلا به نظرم دست و پا گیر هستن ولی الان که دارن برای بله برون میان خوشحالم و زیادم به نظرم رسم و رسوم چیز دست و پا گیری نیست... بستگی داره که تا چه حد خودتو درگیر جزییاتش کنی...
ما هم تو این هفته که گذشت کم کم کارا رو کردیم و آماده شدیم برای فردا شب و پس فردا... پس فردا میریم محضر برای محرمیت... و خدا رو شکر روز بعدشم هستن و من و عزیز دلم برای اولین بار با خیال راحت بدون هیچ استرسی باهم میریم بیرون و هرجا بخوایم میریم :)))
دوران دوستیمون این هماهنگ کردن بیرونمون عجب داستانی بود :)))) از یه طرف عذاب وجدان دروغ به بابام و از اون طرف هر جایی نمیشد بریم از ترس فامیلا و گشت ارشاد و از اون طرفم باید زود بر میگشتم که یه وقت بابام شک نکنه... وای الان چقدر خوبه ^_^
متاسفانه اطرافمون چند نفری هستن که انرژی منفی میدن و مثلا میگن این خوشیا مال یکی دو سال اوله و بعدش واسه هم عادی میشین و دعواها شروع میشه و ... واقعا نمیدونم به این آدمایی که به یه تازه عروس این حرفا رو میزنن چی باید گفت :l
انگار که من دختر بچه 12 ساله هستم و نمیدونم که ازدواجم مثل هر اتفاق تازه و خوبی تو زندگی اولش شیرینتره و بعد یواش یواش عادی میشه! اما خب حالا که منم به این روزا رسیدم بذارین لذتمو ببرن خب چرا میزنین تو ذوق آدم؟! بعدم از کجا معلوم ما دوتا راه و رسم عاشق موندن و زندگی خوب داشتن رو بلد نباشیم؟ از کجا معلوم که واسه هم عادی بشیم؟؟
خدا همیشه منو دوست داشته دلیلشم اینکه منو با عزیز دلم آشنا کرده ولی این روزا توجه ویژه به من داره.. هیچی نمیتونه منو ناراحت کنه... میخوام امشب برای خودم و عشقم دعا کنم...
خدایا کمکمون کن که یاد بگیریم از عشقمون محافظت کنیم و روز به روز پرورشش بدیم... کمکون کن اگه اختلافی بینمون پیش اومد با حرف منطقی و با آرامش حلش کنیم و مسایل کوچیک و بی اهمیت زندگی، ما رو از هم دور نکنه... خدایا ازت میخوام همیشه به چشمش اینقدر خوب و دوست داشتنی باشم و ازت میخوام کاری کنی که حتی بیشتر از این دوسش داشته باشم... میخوام همیشه تو همه لحظه های زندگی کنار هم باشیم و هیچوقت از هم جدا نشیم... این تازه اولشه!
من عاشق این وبلاگمم :)
خدایا شکرت ♥
برچسب: آخرین شب مجردی,اس ام اس آخرین شب مجردی,
نویسنده: مهسا اسدی