اونقدر مبحث برای نوشتن دارم که نمیدونم از کجا ابتدا کنمآخرین روزای ساله و من بعد از چند روز خونه تکونی که هنوز تموم نشده، امشب بعد از حموم تصمیم گرفتم بیام یه پست بذارم. و دیدم که از مرداد پارسال تا الان هیچی ننوشتم... طبیعیه که اتفاقای زیادی تو این مدت افتاده باشه...
راستش 403 اصلا برای من سال خوبی نبود... از همون اولش عید مسخره ای داشتم و همینطور مسخره تا آخر پیش رفتالبته همه اینا از یکی دو ماه قبل عید شروع کار شد.. از وقتی که فهمیدیم بابا باید قلبشو عمل کنه... معاینه های قبل از عمل تو اسفند
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
من از روزی که خاطره قبلی رو نوشتم جوگیر شدم و آغاز کردم به خوندن وبلاگم از روز اول... تا همین دو هفته پیش طول کشید تا همه پستها رو خوندم... بماند که اون وسطها یه بازه 7-8 ماهه همه نوشته هام پاک شده بود و همون موقعم فهمیده بودم... اما در کل خوندنش حس خیلی عجیبی برام داشتو انگار 14-15 سال اخیر زندگیمو دوباره زندگی کردم... همه چی برام مرور شد. تمام سادگیام، سیر فکریم، اولین تجربه هام، دلخوریام، عاشق شدنم، گریه هام، دوری، شکست، دل کندن، رسیدن و .... بزرگ شدنم تو این وبلاگ ثبت شد... نمیدونم تا کی قرا
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
الان که دارم مینویسم، روی زمین نشستم به مبل تکیه دادم پاهامو دراز کردم و لپتاپ رو پامه... لپتاپی که دیگه تقریبا فقط واسه آپ کردن شارژ و روشنش میکنم... دیشب روشنش کردم که آپ کنم و قبلش شروع کردم به خوندن پستهای قبلیم... درواقع از اسفند 98 تا آخرین پستم رو خوندم و سیر تغییر نوشته ها و حال و هوام برام جالب بود... وسطای خوندن این پستها تصمیم گرفتم یه سر برم خونه مامان اینا و بعد دوباره یهو تصمیم گرفتم شب اونجا بمونم...
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
یهو احساس نیاز شدیدی به نوشتن پیدا کردم سال 1401 تا اینجاش برام خوب بوده البته از نظر روحی و درونی.... اما یه دو سه روزه که یکم تو خودم رفتم.... از سفر عیدمون با بچه ها بگم اینکه اونقدی که فکر میکردم خوش نگذشت... همسفرا خوب بودن اما مقصدمون اونجوری که فکر میکردم خوب و قشنگ نبود و به نظرم ارزش اونهمه راهو نداشت... اما خب یه خوبیش این بود که سر راه رفتیم شهر سابقم و بعد مدتها رفتم سر خاک عزیز دلم...
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
بله من 169 روزه که آپ نکردم... نه اینکه نخوام، فرصت نمیشه... البته اولویت هامم تغییر کرده و آپ تین وبلاگ دیگه برام جزو اولویت هام نیست... نه ایمکه بخوام ترکش کنم، من خاطره نویسی رو همیشه دوست داشتم..
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
روزای خوبی رو دارم میگذرونم...
تو این یک ماه که اومدیم خونه جد
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی